
روز رفت از وسط رفت، كاروان راه انداخت سوار شد، افشاگرى مىكرد به مردم هم مىگفت: از ايرانى؟ سلام ايرانىها را برسان بگو من حسينم بيعت نمىكنم، از مصر، از عراق، به همه مسلمانها گفت از هر بلادى هستيد بگوئيد من پسر فاطمه هستم زير بار او نمىروم شما هم نرويد، هركس در جناح مثل من است زير بار مثل يزيد نبايد برود به عنوان خبر دست اول حاجىها برگشتند، هر حاجى توى محلش مىنشست مىگفتند خبر تازه، مىگفت خبر تازه اينكه اول روزى كه همه حاجىها آمدند امام حسين (عليه السلام) رفت، اينها خيلى مهم است. ببين آقا يك سؤال: من الان حريف شما نمىشوم ماشاءاللّه شما چند صد تا دانشجو هستيد من هم يك طلبه مسئله زور باشد با يك نفر هم نمىتوانم كتك كارى كنم، اما مىتوانم عمامهام را بردارم بدون عمامه بروم توى خيابان، آقاى قرائتى چرا؟ اينها، اى خدا، يعنى مىتوانم با برداشتن عمامه همه را عليه شما بشورانم، گاهى وقتها اينها فوت و فن است. امام خمينى (ره) از اين فوت و فنها براى انقلاب استفاده كرد. يك مرتبه فرمود، شما يادتان نمىآيد فرمود: مسجدها تعطيل، بابا نماز جماعت مستحب است نه تعطيل مىخواست هى ولوله بياندازد يك شب نيمه شعبان بود فرمود امسال كسى چراغانى هم نكند زمان شاه، نيمه شعبان، چراغانى هم نكنيد، از هر ايجاد موجى عليه رژيم استفاده مىكرد. خيلى مهم است. هشتم، روز هشتم، از وسط جمعيّت، كاروان سواره، سخنرانى، ايجاد موج است وقتى حاجىها برگشتند، اين حاجى سخنران اين منطقه شد، منطقه روشن شد و اين حاجى آن مسجد روشن شد، خلاصه آقا، تا حاجىها برگشتند همه فهميدند كه خط حسين با خط يزيد از هم جداست يكى طرفدار عصمت و تقواست و يكى عصمت و تقوا. اصلاً پدرش معاويه روى منبر نشست. توى كتابهاى شيعه و سنى هست كه اصلاً من كار ندارم شما مىخواهيد نماز بخوانيد يا نخوانيد من مىخواهم حكومت كنم مردم دودمان بنى اميه را حالا شناختند خوب بعد 125 روز كجا رفت روز هشتم، برويم كربلا براى اينكه از كوفه نامه آمده،نامههاى كوفه 12000 تا بيا اينجا شنيدهايم شما رفتهاى كربلا، مكه شما بيا ما مردم كوفه هستيم پدرت هم اينجا پايتختش بود بيا قدرت، نيرو، اسلحه، امكانات مىدهيم و كودتا مىكنيم و رژيم. نامههاى زيادى آمد كه امام (عليه السلام) مسلم را فرستاد كه قصهاش را شنيدهايد بعد امام حسين (عليه السلام) دارد مىرود كوفه، وقتى مىرود كوفه، وقتى مىرود كوفه، باز اينجا مديريت امام حسين (عليه السلام) را ببينيد
|
امروزه در پنداشت همگانی، رمز پیروزی مدیران سازمانها در سبک رهبری آنها است . هر چند ویژگیهایی همچون داشتن اندیشه راهبردی، شناخت مهارتهای فنی و اقناع سیاسی با اهمیت هستند، ولی اکنون در صدر گزینش جا ندارند . بویژه، هنگامی که سازمانها به گرفتاری افتاده و در شرایط پیچیده در پی یک مدیر مؤثر باشند کمتر به هوشمندی و تجربه فرد توجه دارند . سرمایه گذاران، تحلیل گران و نشریه های تخصصی مدیریت نیز این مسئله را دنبال می کنند و همین گونه می اندیشند; یعنی سازمانها و مؤسسات امروزه در پی رهبران هستند تا مدیران بورکرات و یا تکنوکرات .
|
همچنين به خاطر رعايت اصل مخفي كاري تاكتيكي در تحقق اهداف مكتبى، در تنفیذ مأموریت مسلم بن عقیل مؤكّدا توصیه كرده بود كه در جریان این مأموریت حساس، اصل مخفی كاری را رعایت كند، مسلم نیز در راستای اجرای اهداف مكتبی پیشوا، مسیر مأموریت مكه به كوفه را به گونه ای طراحی كرده بود كه مأموران و مزدبگیران بنی امیه، بویی از حركت او نبرند و روند اهداف مرحله ای حضرت را در این مأموریت به مخاطره نیندازند. مسلم بن عقیل، با مطمح نظر قرار دادن نقطه نظرات مدبّرانه امام در رعایت مخفی كاری تشكیلاتی (تقوای سیاسی) پس از عزل نعمان بن بشیر، امیر مسالمت جو و خویشتندار كوفه از سوی یزید و ورود «عبیدالله بن زیاد» و متعاقب آن، پیوستن تعداد متنابهی از مهره های ذی نفوذ و سیاسی كارِ كوفه مانند «شبث بن ربعی» و «عمروبن حجاج» به حكومت و انفعالِ تعداد دیگری از نیروهای مرعوب و واپسگرا و ریزش رو به تزاید نیروها و در نتیجه، سنگین شدن كفه ی ترازوی قدرت به نفع بنی امیّه، دیگر فعّالیّت علنی را به مصلحت اهداف مأموریت ندید و قرارگاه تبلیغاتی و عملیاتی نهضت را از منزل مختار به منزل هانی بن عروه ی مرادی تغییر داد.