اظهار نظرهاي اندیشمندان مسلمان و غير مسلمان درباره امام حسین (ع)

عظمت قيام و اوج فداكاري و ويژگيهاي ديگر امام و يارانش سبب شده كه اظهار نظرهاي بسياري درباره اين نهضت و حماسه آفرينان عاشورا داشته باشند . در اينجا تعدادي اندك از اظهار نظرهاي مسلمان و غير مسلمان در اين باره اورده ميشود :
فاروق احمد خان لغاري(رئيس جمهور اسبق پاكستان):زندگاني مبارك حضرت امام حسين (ع)براي ما راه هدايت است . با پيروي از اين راه، ما ميتوانيم توطئههاي دشمنان را خنثي كنيم .
بي نظير بوتو(نخست وزير اسبق پاكستان): مسلمانان فلسطين ، كشمير و بوسني بايد بر سيره امام حسين (ع) عمل كنند .


شهید مطهری: شاید در بعضی کتابها خوانده باشید مخصوصا در این کتابهای به اصطلاح تاریخی که به دست بچههای مدرسه میدهند. مینویسند که در سال شصتم هجرت، معاویه مرد، بعد مردم کوفه از امام حسین دعوت کردند که آن حضرت را به خلافت انتخاب کنند. امام حسین به کوفه آمد، مردم کوفه غداری و بیوفایی کردند، ایشان را یاری نکردند، امام حسین کشته شد!
ادامه را بخوانید در: http://www.atf.ir/?lang=fa&state=showbody_news&row_id=13
![]()
تا خدا در عالم امکان خدائی میکند
کشتی دین را حسینش ناخدائی میکند
گویی که از گردونه هستی به دور افتاده است
هرکه از دربار او فکر جدایی میکند
حسین ابن علی، دل جلا می دهد

![]()
نویسنده کتاب «سیمای کربلا، حریم حریت»
http://www.bfnews.irکد مطلب: 15858
قیام امام حسین (ع) تاکنون از چهار بعد «سیاسی، اجتماعی»، «حماسی، رزمی»، «عاطفی، احساسی» و «عبادی، عرفانی» مورد بررسی قرار می گیرد.
این ابعاد هر یک به جای خویش صحیح و قابل بررسی است اما هیچ یک به تنهایی برای بیان بزرگی قیام امام حسین و عاشورا کافی نیست.
بر خلاف تصور برخی که مدعی هستند بعد سیاسی و اجتماعی قیام امام حسین از بعد از مشروطه مطرح شده است، این بعد از زمان شهادت امام مورد توجه عالمان شیعی بوده است
عدم بیعت با یزید، سپردن حکومت به دست مردم، پاسخ به دعوت مردم عراق، امر به معروف و نهی از منکر، مخالفت با خلافت خلیفه زادگان و رسیدن به درجه رفیع شهادت از جمله اهداف قیام امام سوم شیعیان است.
تلاش بنی امیه تنها کشتن امام حسین نبود :بلکه آنها می خواستند اندیشه امام حسین و اسلام علوی را از بین ببرند و اسلام، آلتی به دست حکام ستمگر باشد.
اگر امام حسین در مقابل بنی امیه نمی ایستاد به خاطر چهره ای که بنی امیه از اسلام نشان داده بود اسلام از بین می رفت و مسلمانی در دنیا باقی نمی ماند.
امام حسین ،اسلام اموی و چهره فریب کارانه معاویه را رسوا ساخت و اسلام نبوی را جایگزین آن کرد.

گفتی غزل بگو، چه بگویم مجال کو؟
شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟
پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟
گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟
تقویم چار فصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبز سرآغاز سال کو؟
رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سوال و حوصله قیل و قال کو؟![]()

http://www.shabestannews.com/dialogdetail.asp?spcode=85121711470018
******************************************************
* مديريت امام حسين (عليه السلام) در نهضت عاشورا
انحراف مسلمانان از خط مستقيم اسلام
ايستادگى امام حسين (عليه السلام) در برابر بيعت با يزيد
حركت امام حسين (عليه السلام) از مدينه به مكه
افشاگرى امام حسين (عليه السلام) عليه يزيد
و ...
http://old.tebyan.net/H_Tebyan/Maaref/QuranLessons.aspx?AId=64&Type=0
**************************************************
امام حسین (ع) و حکومت دینی
امام حسین (ع)و اصلاحات
امام حسین (ع)و آزادی
امام حسین (ع)و غیرت دینی
امام حسین (ع)و حقوق بشر
http://www.tehransama.ir/NewsDetail.aspx?NewsID=1520
۲سوال از حجت الاسلام والمسلمین حمیدرضا سلیمانی، مشاور وزیر و دبیر ستاد اقامه نماز وزارت فرهنگ
مدیریت اسلامی در جامعه امروز نیازمند توجه به چه بخش هایی از حرکت سیاسی- الهی امام حسین (ع) است؟
امام حسین (ع) شخصیتی است که در دوران خود با یک بحران شدیدی چون بحران انحرافات اعتقادی و عملی مواجه بود. آن حضرت برای حل این معضلات راه هایی چون گفت و گو و تذکر را بکار گرفت و آخرین راهکاری را که ایشان به عنوان یک وظیفه مورد توجه قرار داد فدا کردن جان خویش در راه رسیدن به حق و حقیقت بود. این مدیریت یک مدیریت استثنایی است.
بسیاری از افراد تا آنجا می توانند در مدیریت موفق باشند که به خودشان آسیب نرسد اما امام حسین (ع) وقتی می خواهد اسلام را احیا کند، در این مسیر تمام هستی خود را فدا می کند. این نکته ای است که معمولا در مدیریت مادی نمونه و مشابهی ندارد.
مدیریت جامعی که با گفت و گو، صحبت و نصیحت آغاز می شود مدیریتی استثنایی و فوق العاده است به طوری که می بینیم حضرت بارها یزیدیان را مورد خطاب قرار دادند و می خواستند آنها را به نحوی به دامن اسلام بازگردانند. به طور مثال امام حسین (ع) حر بن یزید را که در جبهه مخالف بود مورد خطاب قرار می دهد یعنی آن حضرت از هر فرصتی استفاده می کند تا افراد را از گمراهی به سوی نور و سعادت راهنمایی کند؛ این شاهکار امام حسین (ع) در واقعه کربلا است. اما تنها به این نصیحت و پند و اندرز اکتفا نکردند و در این مسیر آنقدر به پیش رفتند تا با نثار خون خود و انفجاری از نور، آگاهی و بیداری را در همیشه تاریخ ایجاد کند و بر دل ظلمت ها و تاریکی ها بتازد.
آیا می توانیم ویژگی دیگری هم از مدیریت امام حسین (ع) بیان کنیم؟
نکته دیگری که در مدیریت امام حسین (ع) می تواند قابل توجه باشد. این است که آن حضرت در این حادثه هم عبادت و طاعت را به میدان می آورند هم عرفان و اخلاق را به نمایش می گذارند، هم شجاعت و ایثار را عرضه می کنند و هم در همه ابعاد مردانگی و مروت را رعایت می کنند که این همه اضداد در کنار هم در هیچ حماسه تاریخی دیده نشده است.
بایستن و نتوانستن در انجام تکلیف![]()
"فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست؛
براى او زندگى، عقیده و جهاد است. بنابراین، اگر او زنده است و به دلیل این كه زنده است، مسئولیت جهاد در راه عقیده را دارد.
انسان زنده، مسئول است و نه فقط انسان توانا. و از حسین، زندهتر كیست؟ در تاریخ ما، كیست كه به اندازه او حق داشته باشد كه زندگى كند؟ و شایسته باشد كه زنده بماند؟ نفس انسان بودن، آگاه بودن، ایمان داشتن، زندگى كردن، آدمى را مسئول جهاد مىكند و
حسین مَثَلِ اعلاى انسانیت زنده، عاشق و آگاه است.
توانستن یا نتوانستن، ضعف یا قدرت، تنهایى یا جمعیت، فقط شكل انجام رسالت و چگونگى تحقق مسئولیت را تعیین مىكند نه وجود آن را."(حسین وارث آدم، مجموعه آثار ، صص 166 و 16719)
«بایستن» یعنى براى انجام دادن وظیفه مسئولیت دینى و شرعى، تلاش نمودن و تا حد توان براى پیشبرد آن، به تناسب زمان و شرایط، اقدام كردن. گویاترین كلام براى اداى این مفهوم، فرمایش
حضرت امام قدس سره است؛ ایشان در پیامى فرمودند:
"ما مأمور به اداى تكلیف و وظیفهایم، نه مأمور به نتیجه."(صحیفه امام، ج 21، ص 284. )
این كه حسین فریاد مىزند - پس از این كه همه عزیزانش را در خون مىبیند و جز دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمىبیند - فریاد مىزند كه:
«آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛
مگر نمىداند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟
این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان مىكند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مىنماید.
*****
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=15285