مدیریت با ثبات در اندیشه، حتی مقابل دشمن![]()
هنگامى که معاویه تصمیم گرفت براى یزید بیعت بگیرد، وارد مدینه شد.امام حسین و ابن عباس با وى ملاقات کردند. پس معاویه از فرزندان برادرش امام حسن (ع) جویا شد. امام وى را پاسخ گفت. معاویه در اینجا آغاز سخن کرد، و از پیامبر (ص) یاد کرده و در پایان خطابه خود گفت : شما از چندى پیش از امر یزید به خوبى آگاهید. خدا مى داند که منظور من از ولایت عهدى یزید تنها این است که شکافها پر شود و نابرابریها برطرف گردد. به نظر من این اقدام بهترین عملى است که انجام گرفته است، و هر چشم بینایى آن را مى پذیرد...
...
سپس امام حسین (ع) برخاست.حمد و سپاس خداى را به جا آورد. بر پیامبر (ص) درود فرستاد و سپس سخن خود را چنین آغاز کرد.
اما بعد، اى معاویه بدان که گوینده هر اندازه سخن خود را طولانى سازد، باز هم هرگز یاراى برشمردن همه صفات رسول الله (ص) را نخواهد داشت، و تنها ممکن است به گوشه اى از صفات نیک آن حضرت اشاره کند. من خوب مى دانم که ملت اسلام پس از پیامبر (ص) چگونه رفتار کردند، و در برابر صفات و فضایل رسول خدا ستم روا داشتند. و درباره جانشین او از بیعت خود سرباز زدند.هیهات، هیهات، که سپیده صبح تاریکى شب را رسوا ساخت، و انوار درخشان خورشید بر نور ناچیز چراغ ها پیروز گردید...
گفتگوی کامل امام (ع) با معاویه (لعنت الله علیه) در ادامه مطالب
شيعيان در سر هواى نينوا دارد حسين
خون دل با كاروان كربلا دارد حسين
از حريم كعبه و جدش به اشكى شست دست
مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسين
بردن اهل حرم دستور جدش مصطفى است
ورنه اين بى حرمتى ها كى روا دارد حسين
آب خود با دشمنان تشنه قسمت مى كند
عزّت و آزادگى بين تا كجا دارد حسين
صهيونيستهاي خونخوار و جنايتكار بدانندكه


خون مطهرشهيداني
همچون عماد مغنيه صدها عماد مغنيه ميآفريند
و مقاومت در برابر ظلم و فساد و طغيان را دو چندان ميكند
و دوست بزرگواری اشاره کرد:
مادر شهيد عماد مغنيه بعد از شهادت فرزندش گفت:
تنها ناراحتي من اين است که چرا ديگر جواني
ندارم تا به راه جهاد و مقاومت تقديم کنم.
دور اندیشی در مدیریت![]()
امام حسين(ع) كه تجربيات ارزنده اي از نبرد با دشمنان داشت، با همان ياران اندك خود، تمام جوانب جنگ و دفاع بايسته را ملحوظ مي داشت و از پيش براي آن تصميمات لازم را اتخاذ مي كرد.
آن حضرت، براي دفاع بهتر و روان تر در برابر تهاجم احتمالي دشمن، دستور داد كه خيمه ها را به يكديگر نزديك كرده و با طناب هاي محكم آن ها را به هم پيوند دهند و در اطراف خيمه ها خندقي حفر كرده و آن ها را از خار و هيزم انباشته كنند، تا در هنگام هجوم دشمن از سه طرف آنان را با خندق هايي شعله ور مواجه كرده و از يك طرف با نيروهاي تدافعي خويش در برابر دشمن ايستادگي كنند.
اين تصميم و تدبير آن حضرت، بسيار اثر بخش و كارساز بود. زيرا بارها دسته هايي از اراذل و گروه هاي جنايت پيشه سپاه عمر بن سعد، قصد هجوم به خيمه گاه امام حسين(ع) را نمودند ولي با انبوهي از آتش مواجه شده و از ادامه كار خود منصرف گرديدند.
در كربلا جلوه ي عزّت الهي را مي بينيم ، نوجوان 13 ساله اي به نام حضرت قاسم مي گويد: اگر مسئولين جامعه ي اسلامي يزيد و طرفدارانش هستند، پس مرگ از عسل شيرين تر است .
امام حسين (ع) مي فرمايد: بني اميّه مرا بين شهادت و بيعت (سازش ) مخيّر ساخته است ، ((هيهات من الذلّه))،
در كربلا بدن امام سوراخ سوراخ شد، اما به عزّتش لطمه اي وارد نشد، انواع غمها بر حضرت زينب وامام سجاد(ع) وارد شد، اما جلوه هاي عزّت آنها در خطبه ها، تار وپود نظام بني اميه را از هم گسست .
پيام مقام معظم رهبرى به نخستين اجلاس پژوهشى امر به معروف و نهى از منكر
23 / 8 / 79
![]()
بسم الله الرحمن الرحيم
هرچند فريضه ى امر به معروف و نهى از منكر يكى از بزرگترين واجبات اسلامى است و توصيه به
آن در قرآن و گفتارهاى پيامبر خدا صلى الله عليه واله و اميرمومنان و ديگر امامان عليهم السلام
داراى لحنى كم نظير و تكان دهنده است, ولى اگر كسى از اين همه چشم پوشى كند و تنها به نداى
خرد انسانى گوش بسپرد, باز هم بى شك اين عمل سازنده را فريضه و تكليف خواهد شمرد.
به نيكى خواندن و از بدى برحذر داشتن را كدام خرد سالم, ستايش نمى كند؟
و كدام انسان خيرخواه و حساس, از آن روى مى گرداند؟
هنگامى كه به اين وظيفه عمل شود, به تعداد آمران و ناهيان, دعوت به خير در ميان مردم صورت
مى گيرد و بى گمان لبيك گويان به اين دعوت نيز كم نخواهند بود. اين فراخوانى, به گمان زياد
برخود داعيان نيز نشانه ى نيك برجاى مى گذارد و از دو سو راه صلاح را هموار مى سازد.
كار نيكى كه مخاطب خود را به آن امر مى كنيم 
و رفتار زشتى كه وى را از آن برحذر مى داريم, 
هرچه بزرگتر و تاثير اجتماعى يا فردى آن ژرفتر و ماندگارتر باشد, امر به معروف و نهى از منكر ما
ارزشمندتر است و چنين است كه عمل به اين وظيفه, تضمين كننده دوام و استحكام حكومت صالحان
است و رها كردن و به فراموشى سپردن آن, زمينه ساز سلطه اشرار و نابكاران.




مدیریتی دلنشین با تواضع
امام حسين (ع) ، شايسته ترين فرد براي رهبري امت است ، و تنها سر رشته دار انديشه و رهبري امت بشمار مي رود.
و باز با توجه به اين واقعيت که احدي از معاصرينش به مرتبه اجتماعي او نايل نشده است ، به همين دليل وقتي آن حضرت با پاي پياده براي حج بيت الله الحرام سفر مي فرمود، تمام کساني که در طول راه با حضرت برخورد مي کردند ، به خاطر احترام به ايشان پياده مي شدند و همراه حضرت پياده حرکت مي کردند.
درک و دريافت موقعيت اجتماعي امام حسين (ع) در جهان اسلام و در ميان مسلمين ، ما را قادر مي سازد تا ميزان تواضع و فروتني آن حضرت را بهتر درک نماييم ، زيرا ملاحظه مي کنيم که آن امام در جامعه اسلامي با ساده ترين فرد نيز با همان شيوه معاشرت و رفتار بلند انساني ، برخورد مي فرمود. يکي از نمونه هاي عيني بر تواضع آن حضرت اين است که در صفه ( ايوان جنب مسجد پيامبر (ص) در مدينه منوره ) با افراد بي چيزي که مشغول خوردن غذا بودند ، برخورد کرد، آنها حضرت را براي صرف غذا دعوت کردند ، حضرت به جمع ايشان پيوست و فرمود :
"ان الله لايحب المستکبرين "، همانا خداوند مستکبران را دوست نمي دارد.
آنگاه از خوراک آنان ميل فرمود و اظهار داشت : من دعوت شما را اجابت کردم ، اکنون نوبت شما است که دعوت مرا اجابت نمائيد.
آنها هم دعوت حضرت را پذيرفتند ، لذا ايشان را به خانه برد و خطاب به همسرش رباب فرمود: "هر چه ذخيره کرده اي بيرون بياور."
ثبات مدیریت علوی با اقامه نماز
امام حسين (ع) حاضر مي شود تا بدن مباركشان سوراخ سوراخ شود، ولي ارزش نماز شكسته نشود. سر مقدّس سيد الشهدا بر روي ني قرآن مي خواند، يعني سر از بدن جدا مي شود ولي سر و دل از قرآن جدا نمي شود.
به راستي نماز چيست كه در عصر تاسوعا هنگامي كه به سيد الشهدا (ع) پيشنهاد حمله مي شود، حضرت طي چند نوبت گفتگو جنگ را يك روز به تأخير مي اندازند و مي فرمايند: ((انّي احب ّ الصلوه)) و نفرمود: مي خواهم نماز بخوانم ، بلكه فرمود: من نماز را دوست دارم . بسياري از ما نماز مي خوانيم ، ولي چقدر دوست داريم؟
نماز بايد در جامعه و علني اقامه شود; (اقيموا الصلوه) و امام حسين (ع) با انكه مي توانست در خيمه نماز بخواند و با اينكه نمازش شكسته بود، در مقابل جمعيت نماز بپا داشت .
هنگام اقامه ي نماز در ظهر عاشورا، 30 تير به سوي حضرت رها شد، يعني در برابر هر كلمه از حمد و ركوع و سجده تقريبا يك تير به امام پرتاپ شد.


محال است انسانی به جز از راه سیدالشهدا
علیه السلام به مقام توحید برسد.
سریان فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهدا علیه السلام است
و پیشکار این فضیلت هم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیه السلام است.