تبليغاتX
مدیریت علوی در رفتار حسینی
اخلاق باید محمدی باشد کتاب "اخلاق باید محمدی باشد" با تشریح گوشه هایی از سیره پیامبر اعظم (ص) در بیان رهبر فرزانه انقلاب اسلامی منتشر شد . ***************************************************************************** این کتاب اولین عنوان از مجموعه های کتابهای راهبرد جوان است که به همت موسسه پژوهشی فرهنگی اسلامی به زپور طبع آراسته شده است . کتاب مذکور با قطع پالتویی در 72 صفحه ، و به شیوه " گزیده بیانات " منتشر وروانه بازار شده است و به بازخوانی برگ هایی ازتاریخ پرفراز و نشیب صدر اسلام و حیات نورانی رسول اعظم (ص) و پرده هایی خواندنی از سیره نبوی در بیان شیوا و گیرای رهبر فرزانه انقلاب اسلامی می پردازد . تبیین برخی شاخصه های اخلاقی حکومتداری ، برخورد با مردم ، روحیه برادری و برابری همراه با قدر شناسی ، مدارا با قشرهای مختلف مردم و ... ازجمله سرفصل هایی است که در این کتاب مورد اشاره قرار گرفته است . دربخشی ازاین کتاب می خوانیم : « ما باید مثل پیامبرسراغ افراد برویم . درباره پیغمبر گفته شده است : ایشان مثل یک پزشک دوره گرد حرکت می کرد پزشکان در مطب خود می نشینند تا مردم به آنها مراجعه کنند اما پیغمبران نمی نشستند تا مردم به آنها مراجعه کنند، آنها به مردم مراجعه می کردند در کیف دارویشان هم وسیله مرهم گذاری داشتند وهم وسیله نشترزنی داشتند و هم وسیله داغ کردن زخم ؛ ازآنجایی که احتیاج به داغ کردن داشت .» کتاب اخلاق باید محمدی باشد با قیمت 400 تومان و در شمارگاه 3 هزار نسخه در سال پیامبر اعظم (ص) منتشر و روانه بازار شده است. شایان ذکر است راهبرد جوان عنوان مجموعه ای است جدید که تلاش دارد ضمن بازنشر بیانات رهبر معظم انقلاب در موضوعات مختلف ، مباحث موضوعی را در قالب راهبردهایی موجز وموثر با نگارشی منسجم دراختیار مخاطبان وعلاقه مندان به ویژه نسل جوان قرار دهد . از جمله عناوین دیگر این طرح که به زودی منتشر می شود می توان به کتابهای اشک باید رازدار باشد و شرح غم پنهان که به ترتیب به توصیه هایی برای عزاداران ، مبلغان و مداحان درخصوص برگزاری مجالس مذهبی و معنوی و توصیه هایی برای شعر و شاعری می پردازد اشاره کرد . تاریخ انتشار، تهران: ۱۶:۰۱ , ۱۳۸۵/۰۷/۲۵ - خبرگزاری مهر
+ نوشته شده در شنبه 1385/09/04ساعت 3:20 بعد از ظهر توسط سید حسين علوی |

t عنوان کتاب : روابط‌عمومی‌ در سیره‌ پیامبر اعظم (ص) - ۱۳۸۵ نويسنده : گروه نویسندگان vمترجم : v ناشر : موسسه روابط‌عمومی آرمان v تاریخ انتشار : ۱۳۸۵ v قیمت : ۲۵۰۰۰ ریال *********************************** عناوین مقالاتی كه در این كتاب آمده به شرح زیر است: ـ روابط‌عمومی در سیره پیامبر اعظم (ص) / هوشمند سفیدی ـ پذیرش مبتنی بر عاطفه در رسانه‌های معاصر در مقایسه با پذیرش مبتنی بر تعقل در صدر اسلام / دكتر مهدی محسنیان‌راد ـ پیامبر اعظم (ص)، پیام‌آور روابط‌عمومی ‌در جهان / دكتر حسام‌الدین بیان ـ حضرت محمد (ص)؛ الگوی ایده‌آل روابط‌عمومی / دكتر می الخواجا ـ گسترش و ترویج پیام روابط‌عمومی‌ و ارتباطات در زندگی و كار حضرت محمد (ص) / پروفسور محمد كایرات ـ مقایسه تحلیلی مهارت‌های ارتباطی مدرن با روابط‌عمومی پیامبر اعظم (ص) / پروفسور خالد سرحان ال‌هیتی ـ شناخت مولفه‌های روابط‌عمومی در سیره نبی اكرم (ص) / دكتر امید مسعودی ـ روابط‌عمومی در اسلام / دكتر قاسم محمدی ـ برنامه‌ریزی و استراتژی روابط‌عمومی پیامبر اعظم (ص) / پروفسور علی رزق ـ روابط‌عمومی و اهمیت رفتار شایسته در سیره حضرت محمد (ص) / دكتر محمدعابد سیداستال **************************************************************************** چکیده: از دیرباز بررسی روابط‌عمومی ‌در اسلام و نمودهای آن در رفتار اولیای اسلام، یكی از ضرورت‌های اساسی این حرفه بوده و بر اساس همین نیاز بوده كه در شرح درس روابط‌عمومی‌ بر نیاز به تدریس آن تاكید می‌‌شود، لیكن فقدان منابع علمی لازم، مسئله‌ای بوده است كه حل آن، به اهتمام استادان و مراكز فعال در این عرصه نیاز داشته است. با توجه به این ضرورت در اساس‌نامه كنفدراسیون روابط‌عمومی كشورهای اسلامی از یك‌طرف و نام‌گذاری سال 1385 از طرف مقام معظم رهبری، عزم ما را در تدوین این مجموعه راسخ كرد تا این‌كه در رسیدن به این هدف، كنفرانس بین‌المللی بررسی روابط‌عمومی در سیره پیامبر اعظم (ص) در 17 خردادماه سال‌جاری در تهران برگزار شد تا نخبگان روابط‌عمومی جهان اسلام به طرح دیدگاه‌های در این خصوص بپردازند كه در واقع كتاب حاضر مجموعه سخنرانی‌های علمی كنفرانس مذكور را در بر می‌گیرد. http://www.saniehpress.com/book.asp?b_id=553
+ نوشته شده در شنبه 1385/09/04ساعت 2:41 بعد از ظهر توسط سید حسين علوی |

امروز به عابری برخورد کردم با خضوع زیاد به او گفتم : (( ببخشید )) عابر با ادب تمام گفت : (( شما ببخشید ٬ ندیدمتان )) من و این غریبه با کمال ادب و احترام از هم خدا حافظی کردیم و هر یک به راه خود رفتیم . بعد از ظهر همان روز در منزل ٬ مشغول پختن شام بودم ٬ پسرم پشت سرم ایستاده بود ٬ تا برگشتم به او برخورد کردم ( مثل صبح با آن آقا ) چیزی نمانده بود بخورد زمین . با بد اخلاقی گفتم : (( خودت را بکش کنار !! )) او رفت و دل کوچکش شکست . من متوجه خشونتم نشدم . شب در رختخواب دراز کشیده بودم ٬ ندائی به من رسید : (( چطور با آن غریبه آن رفتار مودبانه را داشتی ٬ اما با خانواده و عزیزانت ٬ اینقدر بد رفتاری میکنی ؟ (( برو آشپزخانه را نگاه کن ٬ دم در چند شاخه گل افتاده گلهائی هستند که پسرت برایت آورده بود ٬ خودش آنها را چیده بود ٬ ونگهای صورتی ٬ زرد ٬ آبی ٬ پشت سرت ایستاده بود که تو را غافلگیر کند ! تو اشکی را که در چشمانش جمع کردی ٬ دیدی ؟ )) خیلی خجالت کشیدم اشکانم سرازیر شد ٬ به اتاقش رفتم و کنار تختش روی زمین نشستم ٬ گفتم : (( بیدار شو کوچولوی من ٬ بیدار شو عزیزم ٬ اینها همین گلهایی هستند که تو برایم آوردی ؟ )) او لبخندی زد و گفت : (( آنها کنار آن درخت بودند ٬ آنها را چیدم چون به خوشگلی تو بودند ٬ میدانستم که از آنها خوشت می آید مخصوصا از گل آبیش . )) گفتم : (( از رفتاری که امروز با تو داشتم متاسفم . )) او گفت : (( عیبی ندارد مامان ٬ من به هر حال تو را دوست دارم . )) http://abbas40.blogfa.com/
+ نوشته شده در شنبه 1385/09/04ساعت 2:0 بعد از ظهر توسط سید حسين علوی |